خرید بک لینک
امسال از اون سال هایی بود که هیچ شور و شوقی نداشتمدیگه عمو و زن عمویی نبودن که روز اول عید بریم خونشونعموحاج حسین و خونه با صفاش نبودشیما مهربون نبودخیلی ها نبودنو چقدر از دست دادن عزیزان سختهدیگه زندگی عطر و بوی قدیم را ندارهچی شد که زندگی هامون به اینجا رسید ...!!

برچسب: نویسنده: سارا رنجبر تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:57

سلام سلام سلامیاد اینجا افتادمدلم واسه قدیما و رفقا تنگ شدچقدر داره روزها زود میگذره انگار دنیا خیلی واسه جلو رفتن عجله دارهزندگیم به طرز عجیب و غریبی یک سکوت و آرامشی داره که انگار هزارساله تواین لحظه گیر افتادمفکرکنم هرچی سنم بالاتر میره از اون شور و هیجان و ماجراجویی دور میشم و جاش سکوت و ارامش و ثبات را میگیرهبه گمونم چرخه زندگیه هر دورانی یک طور میگذرهامیدوارم دهه 30 زندگیم همینطور با ارامش و شادی بگذرهدلم واسه قدیما تنگ میشه واسه همه ی روزهایی که گذشتاون جاهایی که باهم رفتیم خاطره ساختیم خندیدیم چقدر شب تا صبح چت کردیمچقدر اینجا پست گذاشتیم واسه لحظه لحظه اینجا بودن دلتنگ بودیم رفقای دیروز خوب من برای همتون یک زندگی خوش همراه با تندرستی آرزو میکنمامیدوارم سالها بعد که یک جایی از دور دیدمتون ببینم چقدر حال دلتون خوبه و زندگی قشنگی برای خودتون ساختینارادتمند همگی شماریحان

برچسب: نویسنده: سارا رنجبر تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:57

صفحه بندی